‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبيات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبيات. نمایش همه پست‌ها

۳۰ بهمن ۱۳۸۹

انقلاب به روایت غلامحسین ساعدی

حسین نوش آذر
نویسنده و منتقد ادبی
غلامحسین ساعدی
(1364-1314)

آخرین داستان منتشرشده‌ای که از غلامحسین ساعدی به یادگار مانده، داستان ناتمامی است به نام «سنگ روی سنگ» که نخستین بار در اولین شماره‌ نامه کانون نویسندگان ایران منتشر شد.این داستان بیش از آنکه یک داستان کامل باشد، چرک‌نویس‌های نویسنده‌ای است که با شتاب رویدادهای زندگی‌اش در تهران انقلابی را در شش فصل نوشته و پیش از آنکه بتواند فصل هفتم و آخرین فصل این داستان را به پایان برساند، ناگزیر شده از ایران فرار کند. با این‌حال «سنگ روی سنگ» از نظر سندیت تاریخی‌اش درباره‌ رویدادهای پس از انقلاب در سال‌های دهه‌ شصت، در ادبیات داستانی ما بی‌نظیر است. 

۲۸ بهمن ۱۳۸۹

انقلاب به روایت غلامحسین ساعدی

حسین نوش آذر
نویسنده و منتقد ادبی
غلامحسین ساعدی (1364-1314)آخرین داستان منتشرشده‌ای که از غلامحسین ساعدی به یادگار مانده، داستان ناتمامی است به نام «سنگ روی سنگ» که نخستین بار در اولین شماره‌ نامه کانون نویسندگان ایران منتشر شد.این داستان بیش از آنکه یک داستان کامل باشد، چرک‌نویس‌های نویسنده‌ای است که با شتاب رویدادهای زندگی‌اش در تهران انقلابی را در شش فصل نوشته و پیش از آنکه بتواند فصل هفتم و آخرین فصل این داستان را به پایان برساند، ناگزیر شده از ایران فرار کند. با این‌حال «سنگ روی سنگ» از نظر سندیت تاریخی‌اش درباره‌ رویدادهای پس از انقلاب در سال‌های دهه‌ شصت، در ادبیات داستانی ما بی‌نظیر است.هرج و مرج در زندگی خانوادگی و در خیابان‌های شهر

«
سنگ روی سنگ» از داستان‌هایی است که شخصیت‌محور نیستند و کاملاً معلوم است که ساعدی این داستان را با این قصد نوشته که هرج و مرج اجتماعی در سال‌های نخست پس از پیروزی انقلاب را نشان دهد. داستان فقط یک قهرمان دارد و آن هم اغتشاشی است که همه جا و همه کسان را دربرگرفته است.

۲۰ بهمن ۱۳۸۹

رُمان اجتماعی : درَ یتیم ادبیاتِ ما

(تصویر: سیمین دانشور)



دیگر ماکیاولیسمِِ غربی ها بر دنیای کاملاً بیدار که دروغ های ما را یکی پس از دیگری
افشاء می کند، تأثیری ندارد. استعمارزده فقط یک راه چاره دارد : ِاعمال زور،
البته به شرطی که برای او نیرویی باقی مانده باشد، روشنفکر بومی هم فقط باید
یک راه را انتخاب کند: بردگی یا سیادت.1
ژان پل سارتر
«مردمی که خوشبخت هستند، شاید تاریخ نداشته باشند، امّا ادبیات قطعاً نخواهند داشت زیرا نیاز به مطالعه را احساس نخواهند کرد.2 روسیه در زمان تزاری، فرانسه در عهد سلطنتی و ایران در دوران شاهنشاهی، هر سه کشور هم تاریخ دارند و هم ادبیات. نگاهی عمیق به تاریخ ملت ها و تاریخ ادبیاتِ آن ها رابطۀ میان دَرد و ناله را در آن ها آشکار می سازد. ادبیات در نقاطی از عالم بیش تر شکوفا شده است که تلاطمات تاریخی ـ اجتماعی در آن ها بیش تر رُخ داده و جنگ ها، انقلاب ها، بحران ها، تضادها و تنش ها فراوان تر اتفاق افتاده است. هنر به طور اعم ناله و فریاد است، صدایی است که از دست و دهان، قلب و زبان، هوش و عاطفه و خلاصه جسم و روحِ انسان های فرهیخته بیرون می ریزد. قلم یکی از ابزارهای این هنر است که توانمندی های همین انسان ها را به کار می اندازد تا به نداهای همنوعان خود پاسخ دهد و بر جراحات بشریت مرهم بگذارد. تنوع ادبیات از تفاوت زخم هاست : از تخیّلی ترین تا واقعی ترین، از عشق آمیزترین تا کینه توزانه ترین، از زیباترین تا زشت ترین، از ماجراجویانه-ترین تا گریزپاترین، از درگیر کننده ترین تا رهایی بخش ترین آن ها. ادبیات به هر صورتِ آن از قصه و روایت شعر و تعزیه، آواز و نمایش گرفته تا رمان و فیلمنامه، سرود و ترانه و چیستان، ادبیات است. ادبیات شرح فرهنگ هاست.