(تصویر: سیمین دانشور)
دیگر ماکیاولیسمِِ غربی ها بر دنیای کاملاً بیدار که دروغ های ما را یکی پس از دیگری
افشاء می کند، تأثیری ندارد. استعمارزده فقط یک راه چاره دارد : ِاعمال زور،
البته به شرطی که برای او نیرویی باقی مانده باشد، روشنفکر بومی هم فقط باید
یک راه را انتخاب کند: بردگی یا سیادت.1
ژان پل سارتر
«مردمی که خوشبخت هستند، شاید تاریخ نداشته باشند، امّا ادبیات قطعاً نخواهند داشت زیرا نیاز به مطالعه را احساس نخواهند کرد.2 روسیه در زمان تزاری، فرانسه در عهد سلطنتی و ایران در دوران شاهنشاهی، هر سه کشور هم تاریخ دارند و هم ادبیات. نگاهی عمیق به تاریخ ملت ها و تاریخ ادبیاتِ آن ها رابطۀ میان دَرد و ناله را در آن ها آشکار می سازد. ادبیات در نقاطی از عالم بیش تر شکوفا شده است که تلاطمات تاریخی ـ اجتماعی در آن ها بیش تر رُخ داده و جنگ ها، انقلاب ها، بحران ها، تضادها و تنش ها فراوان تر اتفاق افتاده است. هنر به طور اعم ناله و فریاد است، صدایی است که از دست و دهان، قلب و زبان، هوش و عاطفه و خلاصه جسم و روحِ انسان های فرهیخته بیرون می ریزد. قلم یکی از ابزارهای این هنر است که توانمندی های همین انسان ها را به کار می اندازد تا به نداهای همنوعان خود پاسخ دهد و بر جراحات بشریت مرهم بگذارد. تنوع ادبیات از تفاوت زخم هاست : از تخیّلی ترین تا واقعی ترین، از عشق آمیزترین تا کینه توزانه ترین، از زیباترین تا زشت ترین، از ماجراجویانه-ترین تا گریزپاترین، از درگیر کننده ترین تا رهایی بخش ترین آن ها. ادبیات به هر صورتِ آن از قصه و روایت شعر و تعزیه، آواز و نمایش گرفته تا رمان و فیلمنامه، سرود و ترانه و چیستان، ادبیات است. ادبیات شرح فرهنگ هاست.