‏نمایش پست‌ها با برچسب اقتصاد سياسي. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اقتصاد سياسي. نمایش همه پست‌ها

۲۰ بهمن ۱۳۸۹

طبقة متوسط و تحولات سیاسی در ایران معاصر



طبقة متوسط  و تحولات سیاسی در ایران معاصر (1320-1380)،  محمدحسین بحرانی ، تهران،  آگاه، چاپ اول 1388، 354ص
سرآغاز

کتاب حاضر به منظور شناخت و تبیین نقش قشرهای میانی (سنتی و جدید) در تحولات اجتماعی و سیاسی ایران در فاصله سال‎های 1320 تا 1380 خورشیدی نگارش یافته است.
برای دست‎یابی به این هدف نقش قشرهای میانی جامعة ایران در کنار سایر گروه‎های اجتماعی در قالب گفتمان‎های سیاسی آن‎ها بررسی شده است.
کتاب در یک مقدمه و پنج فصل تنظیم شده: مقدمه شامل ویژگی های تحقیق، پرسش ها، هدف ها و روش انجام آن است. در فصل یکم، نخست مبانی نظری تحقیق مطرح شده است. دیدگاه های کلاسیک و نو درباره مفهوم طبقه اجتماعی ارائه شده و سپس تعریفی برای طبقه اجتماعی پیشنهاد شده تا براساس آن ساخت طبقاتی جامعه در دوره زمانی تحقیق بررسی شود. سپس با مروری بر دیدگاه های مربوط به صورت بندی اجتماعی، دولت، جنبش های اجتماعی، گفتمان و گفتمان سیاسی و فضای اجتماعی و بهره گیری از آن، چارچوب نظری احقیق ارائه شده است. فصل دوم به بررسی ساختار و تحولات قشربندی اجتماعی کشور و ریخت شناسی قشرهای میانی در دوره مطالعه اختصاص دارد. در این فصل پس از مروری بر دیدگاه ها و روش های مربوط به قشربندی اجتماعی، نخست دوره زمانی مطالعه براساس تحولات و جنبش های اجتماعی‎ـ سیاسی تاثیرگذار به پنج دوره تقسیم شده و سپس ساخت قشربندی جامعه در این پنج دوره با دو روش تاریخی و آماری بررسی شده است،

رمز و راز سرمایه و بحران کنونی



اشاره‌
دیوید هاروی، یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان امروز در عرصه‌ی متنوعی از علوم اجتماعی است. تاکنون چند اثر از دیوید هاروی به فارسی ترجمه شده و برای خواننده‌ی فارسی‌زبان کم‌وبیش نام شناخته‌شده‌ای است. کتاب اخیر هاروی با عنوان «رازومرز سرمایه» تیینی است از بحران کنونی اقتصاد جهانی که هاروی بر مبنای
اشاره‌
دیوید هاروی، یکی از مهم‌ترین نظریه‌پردازان امروز در عرصه‌ی متنوعی از علوم اجتماعی است. تاکنون چند اثر از دیوید هاروی به فارسی ترجمه شده و برای خواننده‌ی فارسی‌زبان کم‌وبیش نام شناخته‌شده‌ای است. کتاب اخیر هاروی با عنوان «رازومرز سرمایه» تیینی است از بحران کنونی اقتصاد جهانی که هاروی بر مبناینظریه‌ی گردش سرمایه آن را تشریح می‌کند.(1) این کتاب علاوه بر آن که برنده‌ی جایزه برترین کتاب سال 2010 دویچر شده است،(2) مورد تحسین منتقدان نیز قرار گرفته، چنان که در شماره‌ی سپتامبر نشریه‌ی صندوق بین‌المللی پول یکی از اقتصاددانان ارشد صندوق، یعنی نهادی که مورد تندترین حملات هاروی طی سه دهه‌ی اخیر بوده است، اذعان می‌کند که اثر دیوید هاروی درباره‌ی بحران مالی کنونی جهان یکی از تاثیرگذارترین تبیین‌ها در این زمینه است.(3)

۱۷ بهمن ۱۳۸۹

فصل دوم از کاپيتال مارکس(مبادله کالا)



کالاها نمى‌توانند خودسرانه راهى بازار شوند و به اختیار خود دست به مبادله بزنند. پس ما باید رو بسوی اولیا یعنى صاحبان‌شان کنیم. کالاها شیئند و لذا فاقد قدرت مقاومت در برابر انسان؛ اگر تمکین نکنند انسان مى‌تواند به زور متوسل شود، یعنى تصاحب‌شان کند.۱ پس برای آنکه این اشیا بتوانند بمنزله کالا با یکدیگر رابطه برقرار کنند اولیاءشان باید در مقام اشخاصى که اراده‌شان در این اشیا جایگزین است با یکدیگر رابطه برقرار کنند، و بگونه‌ای رفتار نمایند که هیچیک کالای دیگری را تصاحب نکند، و کالای خود را به دیگری انتقال ندهد، مگر از طریق عملى که به رضای هر دو طرف باشد. حاصل آنکه، این اولیا باید یکدیگر را بعنوان صاحبان مال [یا مِلک] خصوصى برسمیت بشناسند. این رابطه حقوقى، که قرارداد شکل آنست (خواه این قرارداد جزئى از یک نظام متکامل حقوقى باشد، خواه نباشد)، رابطه‌ای است میان دو اراده، و رابطه اقتصادی را منعکس مى‌کند. رابطه اقتصادی است که محتوای این رابطه حقوقى (یا رابطه میان دو اراده) را تعیین می‌کند.۲ اشخاص در اینجا برای یکدیگر صرفا بعنوان نماینده و لذا بعنوان صاحب کالا وجود دارند. در روند پیشرفت این تحقیق خواهیم دید که، بطور کلى، اشخاصى که بر صحنه اقتصادی ظاهر مى‌شوند چیزی جز تجسمات انسانى روابط اقتصادی نیستند، و تنها بعنوان محملین این روابط با یکدیگر روبرو مى‌شوند.

از کاپيتال مارکس (به زبان ساده)


در اين پست سعي شده که به طور مختصري از فرمول ها و روابط حاکم بر ابزار توليد و سرمايه و انسان را در اختيار بپذاريم هر چند شايد اينکار ناقص باشد اما اميدواريم حداقل به مخاطباني که مشتاقند و بي اطلاع مي تواند درک سطحي ايجاد کند.






۱۳ بهمن ۱۳۸۹

دکترین شوک؛ ظهور سرمایه‌داری فاجعه




کلاین، نائومی، 1389، دکترین شوک؛ ظهور سرمایه‌داری فاجعه، ترجمه‌ ی مهرداد (خلیل) شهابی و میرمحمود نبوی، تهران: مهر ، 737 صفحه

کالج کانادا دارای دکترای افتخاری در حقوق مدنی است در عرصه‌ی روزنامه‌نگاری، نویسندگی و ساختن فیلم جوایزی را نصیب خود کرده‌ و تألیفات وی به نزدیک به 30 زبان ترجمه شده‌است. وی در نظرخواهی اینترنتی سال۲۰۰۵که توسط مجله «سیاست خارجی» صورت گرفت مکان یازدهمین روشنفکر برتر جهان (واولین روشنفکر زن) را از آن خود کرد.

«دکترین شوک» که تاکنون به بیش از 20 زبان ترجمه و دست کم در 35 کشور منتشر شده‌است،بر پایه‌ی تحقیقات تاریخی و چهارسال گزارش میدانی نائومی کلاین تهیه شده و یکی از آثار کم‌نظیر در پرده‌برداشتن از پیچیده‌ترین طرح‌های اقتصادی‌-سیاسی برنامه‌های نولیبرالی «اجماع واشنگتن»و آثار اجتماعی و اقتصادی برنامه‌های مزبور می‌باشد.
این اثر که به ترجمه‌ی مهرداد(خلیل) شهابی و میرمحمود نبوی توسط نشر «کتاب آمه» منتشر شده‌است چهارمین دفتر از مجموعه کتاب‌های «پشت پرده مخملین» است. دفترهای پیشین این مجموعه عبارت بودند از:

۱۲ بهمن ۱۳۸۹

ردیابی نمودهای امپریالیسم- محمدتقی برومند



از مقدمه کتاب:

واژه امپریالیسم در سپهر نامواره یک معنا و در سپهر واقعیت های مُسلّم زندگی اجتماعی و سیاسی معنای دیگری دارد. در سپهر نامواره این واژه دستاویزی تبلیغاتی برای فریفتاری و وارونه نمایی مبارزه راستین با امپریالیسم است : بحث ها اینجا پرداختن به گونه های واژه بازی ها در این زمینه نیست. این ترفند ها برای مقوله های دیگر نیز بکار می رود؛ چنان که امروز امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا از مقوله دموکراسی و حقوق بشر برای پیشبرد هدف های خود و دست اندازی و تجاوز نظامی و سیاسی به کشورهای دیگر استفاده می کند.

در این جا هدف روشن کردن زمینه های کاربرد رایج واژه امپریالیسم در پهنه تاریخ نگاری است که از جمله تا پیش از انتشار اثرهای بزرگ معتبر در مارکسیسم هیچ مرجع روشنی در این دبستان وجود نداشت. البته، مفهومی که بسیاری از تاریخ دانان به آن دادند، در نهایت چندان فاصله مند با مفهوم تزهای لنین و بوخارین نیست. آن ها نه تنها خصلت تعیین کننده، بل که دست

بحران اقتصادي سرمايه­داري و پاسخ چپ

برگردان ايوب رحماني



هکتور اگردانو، در مورد آخرين کتاب هاروي با عنوان "راز سرمايه، بحران اقتصادي و پاسخ چپ" با او در نيويورک به گفتگو نشسته است.
س- شما در کتاب "راز سرمايه" اقتصاددانان رسمي را به سبب پيش­بيني نکردن بحران مورد حمله قرار مي­دهيد. مي­توانيد بگوييد که چرا اقتصاددانان بورژوا بحران در حال وقوع را نديدند، در حالي که بسياري از مارکسيست­ها آن را پبش­بيني مي-کردند؟ چرا مارکسيسم از اين لحاظ، برتر از اقتصاد بورژوايي است ؟