۲۰ بهمن ۱۳۸۹

هنر در عصر استالین (با معرفی الکساندر رودچنکو)



 .
 الکساندر رودچنکو (1956-1891) را می توان یکی از بهترین و با استعدادترین هنرمندان روسیه قرن بیستم نامید . تجربه های فراوان وی در نقاشی، طراحی ، مجسمه سازی، عکاسی و فیلم گرفته تا طراحی دکوراسیون و مبلمان متنوع است .کارهای وی به نوعی نشانگر انقلاب هنری است که در جامعه هنری روسیه مدرن قرن بیستم به وقوع پیوست .
رودچنکو در سال 1891 در سن پترزبورگ روسیه به دنیا آمد . پدر وی نگهبان سالن تئاتر و مادرش رختشوی خانگی بود . به سبب شغل پدرش از همان دوران کودکی با دنیای هنر آشنا شد . در اوایل 1900 همراه خانواده اش به غازان شهر کوچکی در شرق سن پترزبورگ مهاجرت کرد . این دورانی است که رودچنکو به دنیای هنر علاقه مند می شود . در سال 1910 وارد مدرسه هنر غازان شده ودر آنجا مجذوب هنر ژاپنی و هنرمندانی چون ماتیس ، گوگن ، بیردسلی و آندریف روسی می شود . در سال 1914 به مسکو آمده و در آنجا به جمعیتهای پیشرو  هنری پیوسته و تجربیات جدیدی در زمینه هنرهای تصویری همچون همچون بر همکنش خط و رنگ وکیفیت سطوح کسب کرد . آبستره های او در اولین دوران شامل طرحهای گرافیک سیاه و سفید کولاژ بود . در سالهای بعد کارهایش از شرایط سیاسی محیطی تاثیر پذیرفت .

شناختنامۀ آنا آخماتووا



« آنا آندرییونا گارنیکو ( Anna Andreevna Gorenko ) که با نام شاعری آنا آخماتووا می شناسیم بدون تردید در کنار ماندلشتام، پاسترناک، مایاکوفسکی، تسوتایوا و ... از شاعران بزرگ روس و جهان به شمار   می آید. آخماتووا در یازدهم ژوئن 1889 در شهر اودسا در خانواده یک مهندس نیروی دریایی متولد      می شود. نخستین شعر خود را دوران دبستان می سراید و نخستین شعری که از او چاپ می-شود پس از دوران دبیرستان است. در سال 1920 با گومیلف شاعر ازدواج می کند و به پاریس سفر می کنند. در سال 1921 شوهرش به اتهام فعالیت های ضدانقلابی به دستور استالین اعدام می شود. در این سالها آخماتووا دو مجموعه شعر منتشر می کند و به مطالعه در آثار پوشکین می پردازد که حاصلش چندین مقاله دربارۀ پوشکین است. همچنین در این سالها فرزند او را چندین بار بازداشت می کنند. در سال 1946 از شورای نویسندگان اخراج می شود. رفقا دیگر متوجه شده بودند که آخماتووا به آرمانهای رفیق استالین پایبند نیست. با این حال آخماتووا موفق شد از دوران مخوف « محاکمات بزرگ» جان سالم به در ببرد.
اشعار آخماتووا بیش از سی سال در اتحاد شوروی ممنوع بود. تا نیمه دهه 1950 بسیاری از مردم داخل و خارج کشور حتی نمی دانستند که او هنوز زنده است. هیچ سردبیری جرأت نداشت آثار او را برای چاپ و نشر بپذیرد. او همانند بسیاری دیگر از نویسندگان آن دوره به نوشتن ادامه می داد منتهی برای « کشوی میزش». بعد از اخراج آخماتووا از اتحادیه نویسندگان روسیه از مزایای ضروری اجتماعی نیز محروم شد. در 1949 پسرش دوبار دستگیر شد و به 15 سال تبعید و کار اجباری محکوم شد.

رُمان اجتماعی : درَ یتیم ادبیاتِ ما

(تصویر: سیمین دانشور)



دیگر ماکیاولیسمِِ غربی ها بر دنیای کاملاً بیدار که دروغ های ما را یکی پس از دیگری
افشاء می کند، تأثیری ندارد. استعمارزده فقط یک راه چاره دارد : ِاعمال زور،
البته به شرطی که برای او نیرویی باقی مانده باشد، روشنفکر بومی هم فقط باید
یک راه را انتخاب کند: بردگی یا سیادت.1
ژان پل سارتر
«مردمی که خوشبخت هستند، شاید تاریخ نداشته باشند، امّا ادبیات قطعاً نخواهند داشت زیرا نیاز به مطالعه را احساس نخواهند کرد.2 روسیه در زمان تزاری، فرانسه در عهد سلطنتی و ایران در دوران شاهنشاهی، هر سه کشور هم تاریخ دارند و هم ادبیات. نگاهی عمیق به تاریخ ملت ها و تاریخ ادبیاتِ آن ها رابطۀ میان دَرد و ناله را در آن ها آشکار می سازد. ادبیات در نقاطی از عالم بیش تر شکوفا شده است که تلاطمات تاریخی ـ اجتماعی در آن ها بیش تر رُخ داده و جنگ ها، انقلاب ها، بحران ها، تضادها و تنش ها فراوان تر اتفاق افتاده است. هنر به طور اعم ناله و فریاد است، صدایی است که از دست و دهان، قلب و زبان، هوش و عاطفه و خلاصه جسم و روحِ انسان های فرهیخته بیرون می ریزد. قلم یکی از ابزارهای این هنر است که توانمندی های همین انسان ها را به کار می اندازد تا به نداهای همنوعان خود پاسخ دهد و بر جراحات بشریت مرهم بگذارد. تنوع ادبیات از تفاوت زخم هاست : از تخیّلی ترین تا واقعی ترین، از عشق آمیزترین تا کینه توزانه ترین، از زیباترین تا زشت ترین، از ماجراجویانه-ترین تا گریزپاترین، از درگیر کننده ترین تا رهایی بخش ترین آن ها. ادبیات به هر صورتِ آن از قصه و روایت شعر و تعزیه، آواز و نمایش گرفته تا رمان و فیلمنامه، سرود و ترانه و چیستان، ادبیات است. ادبیات شرح فرهنگ هاست.

عکس

۱۷ بهمن ۱۳۸۹

فصل دوم از کاپيتال مارکس(مبادله کالا)



کالاها نمى‌توانند خودسرانه راهى بازار شوند و به اختیار خود دست به مبادله بزنند. پس ما باید رو بسوی اولیا یعنى صاحبان‌شان کنیم. کالاها شیئند و لذا فاقد قدرت مقاومت در برابر انسان؛ اگر تمکین نکنند انسان مى‌تواند به زور متوسل شود، یعنى تصاحب‌شان کند.۱ پس برای آنکه این اشیا بتوانند بمنزله کالا با یکدیگر رابطه برقرار کنند اولیاءشان باید در مقام اشخاصى که اراده‌شان در این اشیا جایگزین است با یکدیگر رابطه برقرار کنند، و بگونه‌ای رفتار نمایند که هیچیک کالای دیگری را تصاحب نکند، و کالای خود را به دیگری انتقال ندهد، مگر از طریق عملى که به رضای هر دو طرف باشد. حاصل آنکه، این اولیا باید یکدیگر را بعنوان صاحبان مال [یا مِلک] خصوصى برسمیت بشناسند. این رابطه حقوقى، که قرارداد شکل آنست (خواه این قرارداد جزئى از یک نظام متکامل حقوقى باشد، خواه نباشد)، رابطه‌ای است میان دو اراده، و رابطه اقتصادی را منعکس مى‌کند. رابطه اقتصادی است که محتوای این رابطه حقوقى (یا رابطه میان دو اراده) را تعیین می‌کند.۲ اشخاص در اینجا برای یکدیگر صرفا بعنوان نماینده و لذا بعنوان صاحب کالا وجود دارند. در روند پیشرفت این تحقیق خواهیم دید که، بطور کلى، اشخاصى که بر صحنه اقتصادی ظاهر مى‌شوند چیزی جز تجسمات انسانى روابط اقتصادی نیستند، و تنها بعنوان محملین این روابط با یکدیگر روبرو مى‌شوند.

نزار قبانی

به نقل از مجموعه ی: «عشق پشت چراغ قرمز نمی‌ماند!»/ نزار قبانی/ ترجمهٔ مهدی سرحدی/
انتشارات کلیدر/ ۱۳۸۶)
عشق پشت چراغ قرمز نمی‌ماند!

اندیشیدن ممنوع!
چراغ، قرمز است..
سخن گفتن ممنوع!
چراغ، قرمز است..
بحث پیرامون علم دین و
صرف و نحو و
شعر و نثر، ممنوع!
اندیشه منفور است و زشت و ناپسند!

ترجمه انفرادی فرزاد فاضلی


از کاپيتال مارکس (به زبان ساده)


در اين پست سعي شده که به طور مختصري از فرمول ها و روابط حاکم بر ابزار توليد و سرمايه و انسان را در اختيار بپذاريم هر چند شايد اينکار ناقص باشد اما اميدواريم حداقل به مخاطباني که مشتاقند و بي اطلاع مي تواند درک سطحي ايجاد کند.






۱۵ بهمن ۱۳۸۹

زیگموند فروید

روانکاو
1856-1939
روی تخت دراز کشیده بود، دستانش می لرزید، سکوت عجیبی بود، طوریکه صدای خش خش ورق کاغذی را که در دستش بود می شنید. می خواست جمله ای را یادداشت کند، اما نمی توانست قلم را روی کاغذ
بفشارد. با خودش گفت: "چطور می شود بدون نوشتن زندگی کرد؟".
سکوت شب خوابی عمیق، همراه با رویاهای زیبا را تدارک دیده بود. رویاهایی به وسعت  ستاره های آسمان شب های وین. شب هایی که با نارفیقان و ناکسان در کنار شومینه طبقه همکف می نشستند و چپق می کشیدند و دمی به خمره می زدند. آنقدر می گفتند و می نوشتند تا سپیده صبح از لانه اش در می آمد و پسرک دوچرخه سوار روزنامه را به بالکن طبقه دوم پرتاب می کرد و مرد شیرفروش پاکت شیر را به درون سبد کنار باغچه می گذاشت.
یاد آخرین شب چهارشنبه ای افتاد که در کنار عده کمی از مریدانش نشسته بود و همچنان که پیپش را دود می کرد به ارنست گفت:" من خیلی دوست دارم بدانم که تو سرانجام، چگونه آخر داستان زندگی  مرا رقم می زنی!". ارنست با خنده ای تلخ جواب داد: " با گریه !".

۱۴ بهمن ۱۳۸۹

ویکتور خارا با دکلمه سعید سلطانپور


جایگاه "دروغ" و الگوهای رفتاری آن در روابط اجتماعی ما

تصویر: دستگاه دروغ سنج

در این مقاله سعی شده است تا با تکیه به شکل شناسی این رفتار، آن را مقوله بندی کرده وکارکرد هر یک از آنها را بنماییم. و با توجه به جنبه ی پایگاهی فرستنده و دریافت دارنده (عوامل انسانی) پیام دروغین و نیز شرایطی که پیام در آن ردو بدل می شود (عامل وضعیتی) الگوهایی(16گانه) هر چند ناقص به مثابه پیش طرح هایی برای شکل
گیری تحقیقات در آینده و گامی نخستین در راه نظریه پردازی در آداب فرهنگی به دست بدهیم.
استاد دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

۱۳ بهمن ۱۳۸۹

تراژدی تن،خشونت علیه زنان

فاطمه کریمی، فاطمه، 1389،تراژدی تن،خشونت علیه زنان، تهران،خانم انتشارات روشنگران و مطالعات زنان.  
در این کتاب از وسعت خشونت بر علیه زنان که به گستردگی تاریخ بشر است ، گفته شده است خشونت و تهاجم بر زنان
، طبقه ، نژاد ملیت ، سن مذهب و نوع باور های ایدئولوژیک نمی شناسد . این پدیده اساسا همه مرز ها را در می نوردد وبه اشکال مختلف اعمال می شود . هر چند می توان گفت که خشونت بر علیه زنان ، پدیده ای جهانی است اما برخی از شیوه های آن بنا به ویژگی های سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی هر محل و مکانی متفاوت می باشد.بر خلاف برخی از اشکال خشونت بر علیه زنان که تقریبا می توان گفت در همه جهان به شکلی فراگیر گسترده و یکسان انجام می پذیرد ( خشونت خانگی ) اما برخی ازاشکال خشونت ، مختص به مناطق خاصی است که همه گیر نیست و بر اساس نوع فرهنگ ، آداب ورسوم ، فرقه های مذهبی خاص و. . . صورت می گیرد ( رسم ساتی در هندوستان ، بستن پای دختران چینی در کودکی ، قطع آلت تناسلی زنان یا در اصطلاح عامیانه آن ختنه زنان و . . . ) .

دکترین شوک؛ ظهور سرمایه‌داری فاجعه




کلاین، نائومی، 1389، دکترین شوک؛ ظهور سرمایه‌داری فاجعه، ترجمه‌ ی مهرداد (خلیل) شهابی و میرمحمود نبوی، تهران: مهر ، 737 صفحه

کالج کانادا دارای دکترای افتخاری در حقوق مدنی است در عرصه‌ی روزنامه‌نگاری، نویسندگی و ساختن فیلم جوایزی را نصیب خود کرده‌ و تألیفات وی به نزدیک به 30 زبان ترجمه شده‌است. وی در نظرخواهی اینترنتی سال۲۰۰۵که توسط مجله «سیاست خارجی» صورت گرفت مکان یازدهمین روشنفکر برتر جهان (واولین روشنفکر زن) را از آن خود کرد.

«دکترین شوک» که تاکنون به بیش از 20 زبان ترجمه و دست کم در 35 کشور منتشر شده‌است،بر پایه‌ی تحقیقات تاریخی و چهارسال گزارش میدانی نائومی کلاین تهیه شده و یکی از آثار کم‌نظیر در پرده‌برداشتن از پیچیده‌ترین طرح‌های اقتصادی‌-سیاسی برنامه‌های نولیبرالی «اجماع واشنگتن»و آثار اجتماعی و اقتصادی برنامه‌های مزبور می‌باشد.
این اثر که به ترجمه‌ی مهرداد(خلیل) شهابی و میرمحمود نبوی توسط نشر «کتاب آمه» منتشر شده‌است چهارمین دفتر از مجموعه کتاب‌های «پشت پرده مخملین» است. دفترهای پیشین این مجموعه عبارت بودند از:

۱۲ بهمن ۱۳۸۹

ردیابی نمودهای امپریالیسم- محمدتقی برومند



از مقدمه کتاب:

واژه امپریالیسم در سپهر نامواره یک معنا و در سپهر واقعیت های مُسلّم زندگی اجتماعی و سیاسی معنای دیگری دارد. در سپهر نامواره این واژه دستاویزی تبلیغاتی برای فریفتاری و وارونه نمایی مبارزه راستین با امپریالیسم است : بحث ها اینجا پرداختن به گونه های واژه بازی ها در این زمینه نیست. این ترفند ها برای مقوله های دیگر نیز بکار می رود؛ چنان که امروز امپریالیسم جهانی به سرکردگی امپریالیسم آمریکا از مقوله دموکراسی و حقوق بشر برای پیشبرد هدف های خود و دست اندازی و تجاوز نظامی و سیاسی به کشورهای دیگر استفاده می کند.

در این جا هدف روشن کردن زمینه های کاربرد رایج واژه امپریالیسم در پهنه تاریخ نگاری است که از جمله تا پیش از انتشار اثرهای بزرگ معتبر در مارکسیسم هیچ مرجع روشنی در این دبستان وجود نداشت. البته، مفهومی که بسیاری از تاریخ دانان به آن دادند، در نهایت چندان فاصله مند با مفهوم تزهای لنین و بوخارین نیست. آن ها نه تنها خصلت تعیین کننده، بل که دست

بحران اقتصادي سرمايه­داري و پاسخ چپ

برگردان ايوب رحماني



هکتور اگردانو، در مورد آخرين کتاب هاروي با عنوان "راز سرمايه، بحران اقتصادي و پاسخ چپ" با او در نيويورک به گفتگو نشسته است.
س- شما در کتاب "راز سرمايه" اقتصاددانان رسمي را به سبب پيش­بيني نکردن بحران مورد حمله قرار مي­دهيد. مي­توانيد بگوييد که چرا اقتصاددانان بورژوا بحران در حال وقوع را نديدند، در حالي که بسياري از مارکسيست­ها آن را پبش­بيني مي-کردند؟ چرا مارکسيسم از اين لحاظ، برتر از اقتصاد بورژوايي است ؟